خانه دوست

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست**نیک راهی است که آخر برسد خانه دوست
  • خانه دوست

    به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست**نیک راهی است که آخر برسد خانه دوست

مشخصات بلاگ
خانه دوست

ألقَلْبُ حَرَمُ الله، فَلا تُسْکِنْ فِی حرمِ الله غیرَالله
قلب، حرم و خانه خداست، در حرم و خانه خدا، غیر خدا راه نده...

بایگانی
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ اسفند ۹۶، ۲۰:۳۶ - ALI DARBANI
    +
نویسندگان
پیوندهای روزانه
پنجشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۴۳ ق.ظ

سلام بر همه دوستان

دوستان عزیز اگه از مطالب خوشتون اومد حتما نظر بدید پیشنهاد هم بدید

اگه ما رو هم دنبال کنید که دیگه خیلی...🙏🙏🙏🙏

از انتخاب شما متشکرم

یادتون نره حتما مطلب قدیمی تر رو دنبال کنید.مطالب و اشعار زیبایی میبینید...

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۴۳
علی کشاورز

شرفیاب شدن مرحوم شیخ مرتضی انصاری خدمت امام زمان علیه‌السلام و پرسیدن سؤالات از آن حضرت

یکی از شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری می گوید: «نیمه شبی در کربلای معلاّ از خانه بیرون آمدم، در حالی که کوچه ها گل آلود و تاریک بودند و من چراغی با خود برداشته بودم.

از دور شخصی را مشاهده کردم، که چون به او نزدیک شدم دیدم، استادم شیخ انصاری است.

با دیدن ایشان به فکر فرو رفتم و از خود پرسیدم که آن بزرگوار در این موقع از شب، در این کوچه های گل آلود با چشم ضعیف به کجا می روند؟!

از بیم آنکه مبادا کسی در کمین ایشان باشد، آهسته به دنبالش حرکت کردم.

شیخ آمد و آمد تا در کنار خانه ای ایستاد و در کنار در آن خانه زیارت جامعه را با یک توجّه خاصّی خواند، سپس داخل آن منزل گردید.

من دیگر چیزی نمی دیدم امّا صدای شیخ را می شنیدم که با کسی سخن می گفت.

ساعتی بعد به حرم مطهّر مشرّف گشتم و شیخ را در آنجا دیدم.

بعدها که به خدمت آن جناب رسیدم و داستان آن شب را جویا شدم پس از اصرار زیاد به من، فرمودند: «گاهی برای رسیدن به خدمت «امام عصر» (عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف) اجازه پیدا می کنم و در کنار آن خانه (که تو آن را پیدا نخواهی کرد.) می روم و زیارت جامعه را می خوانم، چنانچه اجازه ثانوی برسد خدمت آن حضرت شرفیاب می شوم و مطالب لازم را از آن سرور می پرسم و یاری می خواهم و برمی گردم.»

سپس شیخ مرتضی انصاری از من پیمان گرفت که تا هنگام حیاتش این مطلب را برای کسی اظهار نکنم.»

# ملاقات با امام زمان عج #

# ملاقات علما بزرگ اسلام با امام زمان # شیخ انصاری # ملاقات با امام زمان # دیدار شیخ انصاری با امام زمان # دیدار علماء با امام زمان # دیدن-امام-زمان #

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۱۲
علی کشاورز
چهارشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۳۵ ق.ظ

نوشتن کتاب قطور

کمک کردن امام زمان علیه‌السلام به علاّمه حلّی در نوشتن یک کتاب قطور در یک شب

از جمله مقامهای بزرگی که برای علامه حلّی امتیاز به شمار می آید، آن است که جزء افراد با ایمان به شمار می آید. یکی از دانشمندان سنّی که در بعضی رشته های علمی، استاد علّامه حلّی بود، کتابی در مورد مذهب شیعه امامیّه نوشته بود و در مجالس، آن را برای مردم می خواند و آنها را گمراه می کرد و از ترس آنکه نکند کسی از دانشمندان شیعه نوشته های آن را ردّ کنند کتاب را به کسی نمی داد که بنویسد و جناب شیخ همیشه در فکر طرح نقشه ای بود تا آن را بدست آورد و نوشته های آن را ردّ کند.

ناچار از محبّت بین استاد و شاگرد استفاده کرد و از او خواهش کرد تا آن کتاب را به او قرض بدهد.

چون استاد سنّی نمی خواست که بلافاصله دست ردّ بر سینه او بزند گفت: «من قسم خورده ام که این کتاب را بیشتر از یک شب پیش کسی نگذارم.»

علّامه حلّی نیز آن مدّت زمان را غنیمت شمرد و کتاب را گرفت و به خانه برد که در همان شب آن کتاب را تا جایی که ممکن است بازنویسی کند.

چون به نوشتن مشغول شد و نصفی از شب گذشت خوابش گرفت، ناگهان حضرت صاحب الامر(ع) ظاهر گشت و به علّامه حلّی گفت: «کتاب را به من بده و تو بخواب.»

وقتی که شیخ از خواب بیدار شد دید که باز نویسی شده آن کتاب از کرامت صاحب الامر(ع) تمام شده است.

در نقل دیگری آمده است: علّامه حلّی کتابی از بعضی از دانشمندان خواست که نسخه برداری کند.

استاد سنّی آن کتاب را به علاّمه نداد چون آن کتاب مهمّی بود تا اینکه این اتّفاق افتاد که به او کتاب را داد به شرط آنکه یک شب بیشتر پیش او نماند و نسخه برداری آن کتاب کمتر از یک سال نمی شد که انجام شود.

پس علّامه حلّی کتاب را به منزل خودش آورد و در همان شب شروع به نوشتن آن کرد، پس از اینکه چند صفحه نوشت خسته شد.

ناگهان دید مردی که شبیه مردم حجاز است از در وارد شد و سلام کرد و نشست.

آن شخص گفت: «ای شیخ! تو این اوراق را مسطر بکش و من می نویسم.»

پس شیخ برای او مسطر می کشید و آن شخص می نوشت و از سرعت کتابت، مسطر به او نمی رسید.

وقتی خروس هنگام صبح شروع به خواندن کرد کتاب تمام شده بود.

بعضی گفتند: چون شیخ خسته شد خوابید. و وقتی بیدار شد کتاب نوشته شده بود.

# مجالس المؤمنین #


# ملاقات علما بزرگ اسلام با امام زمان # داستان علامه حلی # دیدار علامه حلی با امام زمان # کمک کردن امام زمان به علامه حلی # دیدار امام زمان # نوشتن کتاب در یک شب # دیدن امام زمان # نقلی از علامه حلی #

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۳۵
علی کشاورز
سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۳۱ ب.ظ

درمان خودپسندی و عجب در احادیث و روایات

در پست های قبل تعریف خودپسندی و و آثار و پیامدهای آن بیان شد. حال می خواهیم راه های درمان آن را بیان کنیم.


راه های درمان بیماری خودپسندی و عجب:


۱- خاطر نشان کردن به اینکه هر توفیقی که به او می‌رسد از جانب خداست.

سوره نور آیه ۲۱ می فرماید:

«...و لولا فضْلُ اللهِ علیکم و رحمتُهُ ما زکی منکم منْ احدٍ ابَدا...»

«اگر فضل و رحمت خدا شامل شما نبود، هیچ کس از شما هرگز تزکیه نمی شد»


۲- توجه به این که اعمال تا زمانی مورد قبول خداوند قرار می‌گیرد که تا قیامت باقی بماند و به فنا نرود زیرا بر اثر ریا اعمال حبط می شود و از بین می رود


۳- توجه به اینکه منبعِ تمام کمالات خداوند است و هر کمالی که از خداوند به او می رسد با عنایت خداوند است

(پیامبر همواره می فرمود: خدایا یک چشم بهم زدن من را به خودم وا مگذار) از این سخن پیامبر می فهمیم که پاک ترین انسانها، جز به عنایت حق ، مسیر کمال و خوبی ها را طی نخواهند کرد.


۴- مقایسه کردن خود با افراد بالاتر از خود


۵- عمل کردن بر خلاف اقتضائات خودپسندی: مثلا دائما از لطف و عنایت خدا سخن بگوید و از ضعف و بدبختی انسان سخن بگوید.


۶- یادآوری کردن آثار رذیله خودپسندی و خواندن روایات و احادیث در این مورد


۷- بداند که با وجود عجب و خودبزرگ بینی ، هیچ عملی از انسان قبول نمی شود و مقبول درگاه حق قرار نمی گیرد.


۸- توجه کردن به عاقبت کار : زیرا ملاک سعادت و شقاوت ، عاقبت کار است.

هان مشو مغرور بر افعال خود

هان مشو مسرور بر احوال خود

این عبادت های تو مقبول نیست

تا ندانی عاقبت کار تو چیست؟


۹- انجام عمل بر خلاف صفت خودپسندی: یکی از بهترین راهها ، شکسته نفسی و انکسار نفس است به صورت اعتراف با زبان و عمل، البته تصور کند که با این کار نه چیزی را از دست نمی دهد بلکه خداوند او را عزیزتر هم می‌کند.


یکی قطره باران ز ابری چکید

خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جایی که دریاست من کیستم

گر او هست حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدید 

صدف در کنارش به جان پرورید

سپهرش به جایی رسانید کار

که شد نامور لؤلؤ شاهوار

بلندی از آن یافت کو پست شد

در نیستی کوفت تا هست شد


۱۰- خودشناسی به اینکه چه بوده؟ چه هست؟ چه خواهد بود؟ (راه خودپسندی را با خود شناسی ببندید؛ تحف العقول، ص ۲۸۵)

حضرت علی علیه السلام، نقش نگرش انسان به گذشته ی خود، در درمان خودپسندی اینگونه بیان می فرماید:

(انسان با فخر و مباحات چه کار؟ که آغازش نطفه و پایانش لاشه ای بد بوست، روزی ی خود را به تنهایی نمی تواند به دست آورد و مرگ را نمی تواند از خود دفع کند؛ نهج البلاغه، ص ۷۳۶، محمد دشتی)

«برگرفته از کتاب بیماریهای اخلاقی از همت سهراب پور»




# خودپسندی = عجب # درمان بیماری خودپسندی # آثار خودپسندی # درمان خودپسندی # تعریف خود پسندی # بیماری های اخلاقی # پیامد خودپسندی # نشانه های خودپسندی # علائم خود پسندی # بررسی و درمان بیماریهای اخلاقی از دیدگاه اسلام # درمان خودپسندی در روایات و احادیث # همت سهراب پور # کتاب بیماریهای اخلاقی # خودپسندی چیست # خودبینی # خود بزرگ بینی #

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۳۱
علی کشاورز
سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ق.ظ

نامه ای برای مسئولین و مدیران خائن

این نامه در دوران دفاع مقدس نوشته شده:

با سلام به امام زمان علیه السلام و درود به امام خمینی. سلام به رزمندگان اسلام: اسم من زهرا می باشد .این هدیه را که نان خشک و بادام است برای شما فرستادم.پدرم میخواست جبهه بیاید ولی او با موتور زیر ماشین رفت و کشته شد.من 9 سال دارمو نصف روز مدرسه و نصف دیگر را قالی میبافم.مادرم کار میکند.ما پنج نفر هستیم.پدرم مرد و ما باید کار کنیم.من 92 روز کار کردم تا برای شما رزمندگان توانستم نان بفرستم.از خدا می خواهم که این هدیه را از یک یتیم قبول کنید و پس ندهیدو مرا کربلا ببرید.آخر منو مادرم خیلی روزه می گیریم تا خرجی داشته باشیم.مادرم خودم احمد و بتول و تقی که برادر کوچکم هست سلام میرسانیم. خدا نگهدار شما پاسداران اسلام باشد.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۵۹
مهرداد حسنی
دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۵۹ ب.ظ

برتری حضرت مریم از حضرت فاطمه از منظر قرآن

چگونه می شود که حضرت فاطمه سلام الله علیه برترین زنان جهان است در حالی که خدا می گوید مریم برترین است؟ («ای مریم خدا تو را برگزید و پاک کرد و بر همه جهانیان برتر گرداند؛ سوره آل عمران 42)


همین سوال از امامان نیز پرسیده می شود و آن بزرگواران جواب کافی و لازم را دادند. 
پیامبر گرامی فرمود: 
«مریم سرور و سید زنان زمان خودش بود اما دخترم فاطمه سیده زنان عالمین است از اولین آنها تا آخرین آنها » 
بحار الانوار ج 43 ص 24) 


در تفسیر نمونه آمده است:
«هیچ معنافاتی ندارد که کلمه« العالمین » برای مریم به معنی مردم زمان خودش به کار رفته باشد چرا که این کلمه در قرآن و عبارات معمولی به معنی مردمی که در یک زمان عصر و زمان زندگی می کنند، می باشد به طوری که در مورد بنی اسرائیل می خوانیم: «انی فضلتکم علی العالمین؛ من شما را بر جهانیان برتری دادم» که بدیهی است منظور برتری بر مردم عصر خود بوده است، نه تمام جهانیان تا روز قیامت که مسلمین را هم شامل شود.(تفسیر نمونه ج 2 ص 542)


#شبهه حضرت فاطمه# برتری حضرت مریم بر حضرت فاطمه#برترین جهانیان#برترین زن#سیده نساء العالمین#مریم برترین زنان#زهرا برترین زنان#پاسخ پاسخ شبهه#برتری حضرت مریم بر حضرت فاطمه از نظر قرآن#
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۵۹
علی کشاورز
دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۵۰ ب.ظ

دیدار امام زمان در زمان غیبت

چگونه صاحب الزّمان را نمی توان دید در حالی که دست او در میان دست توست؟

علاّمه حلّی شب جمعه ای به زیارت سیّد الشّهداء (ع) می رفت. ایشان تنها بر روی الاغی سوار شده بود و تازیانه نیز در دستش بود.

در بین راه شخص عربی پیاده به همراه علاّمه راه افتاده و با هم به صحبت مشغول شدند. وقتی مقداری از راه رفتند علاّمه متوجّه شد که این شخص مرد دانایی است بنابراین در مورد همه مسائل علمی با هم صحبت کردند و علاّمه بیشتر متوجّه می شد که این مرد صاحب علم و فضیلت بسیاری است.

علاّمه مشکلاتی که برایش در علوم پیش آمده بود را یکی یکی از آن شخص سؤال می کرد و آن شخص همه آنها را جواب می فرمود تااینکه به مسئله ای رسیدند که آن شخص فتوایی داد ولی علاّمه آن فتوا را ردّ کرد و گفت: «حدیثی در مورد فتوای شما نداریم.»

آن مرد گفت: «حدیثی در این مورد شیخ طبرسی در کتاب تهذیب بیان کرده است و شما از اوّل کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود.»

علاّمه تعجّب کرد که این شخص چه کسی است؟! آنگاه علاّمه از آن شخص پرسید: «آیا در زمان غیبت کُبری می توان امام زمان (ع) را زیارت کرد یا نه؟!»

در این هنگام تازیانه از دست علاّمه افتاد و آن شخص بزرگوار خم شد و تازیانه را از روی زمین برداشته و در دست علاّمه گذاشت و به علاّمه فرمود: «چگونه صاحب الزّمان را نمی توان دید در حالی که دست او در میان دست توست.»

پس علاّمه بی اختیار خود را از روی حیوان به پایین انداخت که پای آن حضرت را ببوسد و از هوش رفت. چون به هوش آمد کسی را ندید، به خانه برگشت و به کتاب تهذیب مراجعه کرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطری که حضرت نشان داده بود ملاحظه نمود.»

#قصص العلماء#



#علامه حلّی#دیدار علامه حلی با امام زمان#دیدار علماء با امام زمان#دیدار با امام زمان#دیدن امام زمان#زیارت امام زمان#داستان علماء#داستان امام زمان#داستان علامه حلی#دیدار امام زمان در زمان غیبت#

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۵۰
علی کشاورز
دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ب.ظ

تصحیح کردن اشتباه شیخ مفید توسط امام زمان عج

جبران شدن اشتباه شیخ مفید توسّط امام زمان علیه‌السلام‌
می گویند از روستایی مردی خدمت شیخ مفید رسید و در مورد زنی حامله که فوت کرده و فرزندش زنده است سؤال کرد که: «آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون آوریم و یا این که با آن بچّه، او را دفن کنیم؟»
شیخ مفید فرمود: «با همان بچّه او را دفن کنید.»
پس آن مرد برگشت. در وسط راه دید مرد اسب سواری از پُشت سر، سریع می آید، وقتی به نزدیک مرد رسید، گفت: «ای مرد! شیخ مفید فرموده است که شکم آن زن را پاره کنید و طفل را بیرون بیاورید و زن را دفن کنید.»
آن مرد نیز همین کار را کرد. پس از مدّتی اتّفاق را برای شیخ مفید بیان کردند، شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (ع) بوده است. حالا که در احکام دینی اشتباه می کنم همان بهتر که دیگر احکام دینی را بیان نکنم.»
پس به خانه رفتند و درب خانه را بستند و بیرون نیامدند. ناگاه از حضرت ولی عصر (ع) نامه ای برای شیخ مفید آمد که: «بر شما واجب است تا احکام دینی را بیان کنید و ما هم شما را همراهی کنیم و مواظب باشیم که اشتباه نکنید.»
پس شیخ مفید دوباره شروع به بیان احکام دین کرد.
#نجم الثّاقب#

#شیخ مفید#اشتباه شیخ مفید#جبران شدن اشتباه شیخ مفید#زن حامله#امام زمان=ولی عصر=ولی امر#اشتباه علماء#جبران اشتباه توسط امام زمان#دیدن امام زمان#ملاقات امام زمان با علماء#دیدار شیخ مفید با امام زمان#نامه امام زمان#تصحیح کردن اشتباه شیخ مفید توسط امام زمان#

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۰۷
علی کشاورز

در پست قبل خودپسندی را تعریف کردیم و علائم و نشانه های آن را بیان کردیم

حال میخواهیم بگوییم که آثار و پیامد عجب و خودپسندی چیست؟


آثار و پیامدهای خودپسندی:


۱- ندیدن عیوب خود: شیفته شدن به خود، انسان را کور و کر می کند و خودپسندی اوج شیفته شدن ببه خود است و اولین پیامد آن، ندیدن عیوب است.


۲- خودستایی: خودستایی یعنی بروز دادن آنچه در درون به آن اعتقاد دارد و ظاهر کردن فضائل توهمی خود (تعریف کردن از خود)


۳- تکبر و خود بزرگ بینی: انسان خودپسند بر دیگران تکبر میکند، ظلم می کند و دیگران را نادیده می‌گیرد.


۴- ناقص ماندن: خود پسندی موجب عدم پیشرفت در کارها و کسب کمالات می‌شود، به علت اینکه این فرد، تصور می‌کند به تمام کمالات رسیده است و نقصی در خود نمی بیند و درصدد اصلاح خویش بر نمی آید و این، یکی از کیفرهای الهی است که دچار آن می‌شود.(خودپسندی مانع پیشرفت و کمال است؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۶۷)


۵- توجه نکردن به رحمت حق: خودپسند، اهل دعا و تقاضا از خداوند نیست و همه توفیقات را از آن خود می داند و اگر خداوند هم با او از روی عدل برخورد کند، باز هم خود را مستحق ثواب و پاداش می داند.


۶- ریا و خودنمایی: هنگامی که انسان خود را از این رذیله خود پسندی دور نگه دارد ، خود و اعمالش را قابل ارزش نمی داند تا اینکه بخواهد در معرض دید قرار گیرد.


۷- فراموش کردن گناه: خودپسند، گناهان خود را به راحتی فراموش می‌کند و آنها را گناه ندانسته و یا به خاطر نمی آورد و اگر هم به خاطر بیاورد، به آن اعتنایی ندارد، اما اگر کار نیکی از او سر بزند آن را بزرگ شمرده و دائم در نظرش مجسم می شود.


۸- حبط اعمال نیک: که به نظر من یکی از بدترین آثار خودپسندی و عجب می‌باشد، زیرا حبط به معنای از بین رفتن کارهای نیکی که قبلا انجام شده، می‌باشد. و این کیفری است که خداوند برای شخص خود پسند قرار داده است.


۹- زیاد شدن ناراضیان: خودپسند نه تنها نمی تواند بر دوستانش بیفزاید بلکه بسیاری از دوستانش را از دست می دهد، زیرا هر فطرت سالمی از چنین رذیله ای متنفر است.(مبادا خودپسند و از خود راضی باشی ، که در این صورت، ناراضیان از تو زیاد می‌شوند؛ میزان الحکمه، ج ۷ ، ص۳۴۵۴)


۱۰- کوچک شدن نزد خدا: هر چه درجه خودپسندی بالا رود ، درجه بی اعتبار شدن بالا می رود.(رضایت بنده از خودش با ناراضی بودن پروردگارش همراه است؛ میزان الحکمه، ج ۷، ص ۳۴۵۴)



در ادامه راههای درمان بیماری اخلاقی و روحی خودپسندی و عجب بیان خواهد شد...


ادامه دارد...




#تعریف خودپسندی#بیماری روحی#بیماری اخلاقی#درمان خودپسندی#تکبر و خود بزرگ بینی#خودستایی و تکبر#خود پسندی و آثار#پیامد خودپسندی#آثار خود پسندی در روایات#خودپسندی=از خودراضی#خودپسندی=عجب#

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۱۰
علی کشاورز
يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۲:۳۵ ب.ظ

تفسیر الله در روایات

تفسیر «اللّه »

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : اللّه ُ مَعْناهُ المَعْبُودُ الّذِی یَأْلَهُ فِیْهِ  الْخَلْقُ وَیُؤْلَهُ إلَیْهِ ، وَاللّه ُ هُوَ المَسْتُورُ عَنْ دَرْکِ الأبْصَارِ ، المَحْجُوبُ عَنِ الأوْهَامِ وَالخَطَرَاتِ .(التوحید : 89/2)

امام على علیه السلام : اللّه به معناى معبودى است که  آفریدگان درباره او حیرانند و [نیز] کسى که بدو پناه برده مى شود. اللّه ، هموست که از دیده ها پوشیده است و از وهم و خیال در پرده.

عنه علیه السلام ـ فی تفسیر قوله : «اللّه » ـ : هُوَ  الّذی یَتَألَّهُ إلیهِ عِندَ الحَوائِجِ وَ الشَّدائِدِ کُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن جَمیعِ مَن هُوَ دونَهُ ، وتَقَطُّعِ الأسبابِ مِن کُلِّ مَن سِواهُ(التوحید : 231/5)

امام على علیه السلام ـ در بیان معناى «اللّه » ـ : او کسى  است که هر مخلوقى ، به هنگام نیازها و سختى ها و قطع امید از همه چیزهاى دیگر و دست نداشتن به غیر او ، شیدایش مى شود .

الإمامُ الباقرُ علیه السلام : اللّه ُ مَعْنَاهُ المَعْبُودُ الّذِی ألِهَ الخَلْقُ عَنْ دَرْکِ مَاهِیَّتِهِ والإحَاطَةِ بِکَیْفِیَّتِهِ(التوحید : 89/2)

امام باقر علیه السلام : اللّه به معناى معبودى است که  خلایق در رسیدن به چیستى او و احاطه بر چگونگى اش حیرانند.

الإمامُ الکاظم علیه السلام ـ فی مَعنَى «اللّه » ـ : اِستَولى عَلى ما دَقَّ وجَلَّ(الکافی : 1/115/3)

امام کاظم علیه السلام ـ در معناى «اللّه » ـ : بر هر چیز  کوچک و بزرگ ، چیره است .

الإمامُ الرِّضا علیه السلام : إنَّ فی تَسمِیَةِ اللّه ِ عزّ وجلّ الإِقرارُ بِرُبوبِیَّتِهِ وتَوحیدِهِ(عیون أخبار الرضا : 2/93/1)

امام رضا علیه السلام : در نامیدن خداوند عز و جل به اللّه  ، اقرار به ربوبیت و یگانى او نهفته است.

#الله=خدا#الله=معبود#تفسیر الله#معنای الله#الله در روایت#وجود الله#تفسیر الله در روایات#

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۳۵
علی کشاورز

خودپسندی و عجب

تعریف خودپسندی: رضایت از خود و خود را کامل و نیکوکار دانستن و بزرگ شمردن عمل صالح و بر خدا منت گذاشتن به خاطر داشتن آن نعمت و خود را مقصر ندانستن و یا اینکه منعم(نعمت دهنده) را فراموش کردن

اگر کسی از نعمتی شاد شود به آن جهت که آن نعمت را از آن خود بداند و غافل از آن که نعمت از طرف خداست این را عجب گویند.

علائم و نشانه های عجب:

 ۱- منت گذاشتن بر خدا به خاطر ایمان و عمل خویش به گونه ای که فکر کنند به خاطر ایمان او، مردم از کفر بیرون آمده اند و دین خدا ترویج پیدا کرده


۲- خود را در سلک مقربین و محبوب خدا دانستن و اگر ذکری از اولیاء خدا برده شود خود را از اولیاء الله دانستن


۳- به خاطر کسب عمل صالح خود را طلبکار خدا بداند  و خود را مستحق ثواب و پاداش بداند، گر چه خداوند با عدل با او برخورد کند.


۴- برتر دانستن خود از دیگران و آنها را کوچک شمردن


۵- کوچک شمردن گناه


۶- سرمست و سرخوش شدن انسان به کارهای خیر


فرق مورد اخیر با خوشحال شدن به سبب توفیقات الهی این است که در خوشحال شدن ناز کردن وجود ندارد و با شکر گذاری از خداوند همراه است ولی در سر مست شدن چنین نیست.

در ادامه آثار و پیامدهای خودپسندی و راههای درمان آن بیان خواهد شد...

ادامه دارد...

 #خود پسندی =عجب#تعریف خود پسندی#علایم خودپسندی#نشانه های خودپسندی#آثار و پیامد خود پسندی#درمان خودپسندی#رضایت از خود#خانه دوست#علی کشاورز#

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۳۶
علی کشاورز