خانه دوست

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست**نیک راهی است که آخر برسد خانه دوست

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست**نیک راهی است که آخر برسد خانه دوست

خانه دوست

ألقَلْبُ حَرَمُ الله، فَلا تُسْکِنْ فِی حرمِ الله غیرَالله
قلب، حرم و خانه خداست، در حرم و خانه خدا، غیر خدا راه نده...

پیام های کوتاه
  • ۱۶ شهریور ۹۷ , ۱۲:۰۰
    جمعه
آخرین نظرات
  • ۱۹ مهر ۹۷، ۲۲:۵۶ - مهدی سلمانی ماهینی
    شکرا"
نویسندگان
پیوندهای روزانه



این جمعه آمد، ولی آقا نیامد

...

درد ما از هجر یوسف

کمتر از یعقوب نیست


او پســر گم کـــرده بود و

ما پدر گم کرده ایم...


#العجل_یا_مهدی




کپی از مطالب وبلاگ آزاد است.



بسیار زیباست

دعوت مداح عراقی از ایرانی ها

#حب-الحسین-یجمعنا

دریافت
حجم: 10.3 مگابایت


کسانی که به کربلا میروند حتما با عکس گرفتن از خودشان و برادران عراقی وحدت آفرین بشوند و عکس و فیلم ها را در فضاهای مجازی به اشتراک بگذارند به کوری چشم دشمنان...

یک عمر زیارت عاشورا میخوانیم و به این جمله هم می‌رسیم: إنّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم(دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان اهل بیت)
اما اربعین امسال وقت عمل کردن به این جمله است. با گفتن هر روزه ی این جمله در طول مسیر اربعین خداوند ما را امتحان میکند تا مشخص شود کدام یک از ماها بر حرف خود می‌مانیم...


براى هر چیزى آفتی است

احادیثی در مورد آفت


رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : آفةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ ، وآفةُ الشَّجاعة البغیُ ، وآفةُ السَّماحةِ المَنُّ ، وآفةُ الجَمالِ الخُیَلاءُ ، وآفةُ العِبادةِ الفَتْرةُ ، وآفةُ الحدیثِ الکِذبُ ، وآفةُ العلمِ النِّسْیانُ، وآفةُ الحِلمِ السَّفَهُ ، وآفةُ الحَسَبِ الفَخْرُ ، وآفة الجُودِ السَّرَفُ . (1)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آفتِ زیرکى غرور است،آفت شجاعتْ تجاوز ، آفت بخشندگى منّت، آفت زیبایى تکبّر، آفت عبادتْ سستى، آفت سخن دروغ، آفت علمْ فراموشى، آفت بردبارى سبکسرى، آفت بزرگ زادگى فخرفروشى و آفت سخاوت، زیاده روى.

عنه صلى الله علیه و آله : آفةُ الدِّینِ الهوى . (2)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آفت دین، هواى نفس است.

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : لکلِ شیءٍ آفةٌ، وآفةُ العلمِ النِّسیانُ، وآفةُ العِبادةِ الرِّیاءُ ، وآفةُ اللّبِّ العُجْبُ ، وآفةُ النَّجابةِ الکِبْرُ ، وآفةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ ، وآفةُ الجُودِ السَّرَفُ ، وآفةُ الحیاءِ الضَّعْفُ ، وآفةُ الحِلمِ الذّلُّ ، وآفةُ الجَلَدِ الفُحْشُ . (3)

امام على علیه السلام : هر چیزى آفتی دارد؛ آفت علم فراموشى است، آفت عبادتْ ریا، آفت خردمندى خودپسندى، آفت نجیب زادگى تکبّر، آفت زیرکى غرور،آفت سخاوت زیاده روى، آفت حیا ناتوانى، آفت بردبارى خوارى و آفت نیرومندى از حد گذراندن [ در گفتار و کردار].

عنه علیه السلام : الجُبْنُ آفةٌ . (4)

امام على علیه السلام : ترس، آفت است.

عنه علیه السلام : الهوى آفةُ الألبابِ . (5)

امام على علیه السلام : هوس، آفت خردهاست.

عنه علیه السلام : آفةُ الإیمانِ الشِّرکُ . (6)

امام على علیه السلام : آفتِ ایمان، شرک است.

عنه علیه السلام : آفةُ الیقینِ الشَّکُّ . (7)

امام على علیه السلام : آفت یقین، شک است.

عنه علیه السلام : آفةُ النِّعَمِ الکُفْرانُ . (8)

امام على علیه السلام : آفت نعمتها، ناسپاسى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الطّاعةِ العِصْیانُ . (9)

امام على علیه السلام : آفت طاعت، نافرمانى کردن است.

عنه علیه السلام : آفةُ الشَّرَفِ الکِبْرُ . (10)

امام على علیه السلام : آفت بزرگ زادگى، تکبّر است.

عنه علیه السلام : آفةُ الذَّکاءِ المَکْرُ . (11)

امام على علیه السلام : آفت زیرکى ، حیله گرى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الِعبادةِ الرِّیاءُ . (12)

امام على علیه السلام : آفت عبادت، ریاست.

عنه علیه السلام : آفةُ السَّخاءِ المَنُّ . (13)

امام على علیه السلام : آفت سخاوت، منّت گذارى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الدِّینِ سوءُ الظّنِّ . (14)

امام على علیه السلام : آفت دین، بدگمانى است.

عنه علیه السلام : آفةُ العقلِ الهوى . (15)

امام على علیه السلام : آفت خرد، [ پیروى از ]خواهشهاى نفسانى است.

عنه علیه السلام : آفةُ المجدِ عَوائقُ القضاءِ . (16)

امام على علیه السلام : آفت بلندپایگى، موانع قضا و قدر است.

عنه علیه السلام : آفةُ النّفسِ الوَلَهُ بالدّنیا . (17)

امام على علیه السلام : آفت نفس، شیفتگى به دنیاست.

عنه علیه السلام : آفةُ المشاوَرةِ انتِقاضُ الآراءِ . (18)

امام على علیه السلام : آفت مشورت، درهم شکستن آراء است.

عنه علیه السلام : آفةُ المُلوکِ سُوءُ السِّیرةِ . (19)

امام على علیه السلام : آفت شاهان، بدرفتارى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الوُزَراءِ خُبْثُ السَّریرةِ . (20)

امام على علیه السلام : آفت وزیران، بدسگالى است.

عنه علیه السلام : آفةُ العُلَماءِ حُبُّ الرِّئاسةِ . (21)

امام على علیه السلام : آفت عالمان، حبّ ریاست است.

عنه علیه السلام : آفةُ الزُّعَماءِ ضَعْفُ السّیاسةِ . (22)

امام على علیه السلام : آفت زمامداران، ضعف سیاست (تدبیر) است.

عنه علیه السلام : آفةُ الجُنْدِ مُخالفةُ القادَةِ . (23)

امام على علیه السلام : آفت لشکر، سرپیچى از فرماندهان است.

عنه علیه السلام : آفةُ الرِّیاضةِ غَلَبةُ العادةِ . (24)

امام على علیه السلام : آفت تمرین و ریاضت، چیره شدن عادت است.

عنه علیه السلام : آفةُ الرّعِیّةِ مخالفةُ الطّاعةِ . (25)

امام على علیه السلام : آفت رعیت، نافرمانى کردن است.

عنه علیه السلام : آفةُ الوَرَعِ قلّةُ القَناعةِ . (26)

امام على علیه السلام : آفت پارسایى، کمىِ قناعت است.

عنه علیه السلام : آفةُ القُضاةِ الطّمعُ . (27)

امام على علیه السلام : آفت قاضیان، طمع است.

عنه علیه السلام : آفةُ العُدولِ قلّةُ الوَرَعِ . (28)

امام على علیه السلام : آفت اشخاص عادل، کمىِ پارسایى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الشُّجاعِ إضاعَةُ الحَزْمِ . (29)

امام على علیه السلام : آفت [شخص] شجاع، وانهادن دوراندیشى و احتیاط است.

عنه علیه السلام : آفةُ القویِّ استضعافُ الخَصْمِ . (30)

امام على علیه السلام : آفت قدرتمند، ناتوان شمردن دشمن است.

عنه علیه السلام : آفةُ الحِلمِ الذّلُّ . (31)

امام على علیه السلام : آفت بردبارى، خوارى است.

عنه علیه السلام : آفةُ العَطاءِ المَطْلُ . (32)

امام على علیه السلام : آفت بخشش، تأخیر و تعلّل ورزیدن است.

عنه علیه السلام : آفةُ الاقتِصادِ البُخلُ . (33)

امام على علیه السلام : آفت صرفه جویى، بخل است.

عنه علیه السلام : آفةُ الهَیبةِ المِزاحُ . (34)

امام على علیه السلام : آفت هیبت و شکوه، شوخى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الطّلَبِ عدَمُ النَّجاحِ . (35)

امام على علیه السلام : آفت جستجو، کامیاب نشدن است.

عنه علیه السلام : آفةُ المُلْکِ ضَعْفُ الحِمایةِ . (36)

امام على علیه السلام : آفت کشوردارى، سستى در حمایت از کشور است.

عنه علیه السلام : آفةُ العُهودِ قلّةُ الرِّعایةِ . (37)

امام على علیه السلام : آفت پیمانها، خوب رعایت نکردن آنهاست.

عنه علیه السلام : آفةُ الرِّیاسةِ الفَخْرُ . (38)

امام على علیه السلام : آفت ریاست، فخر فروشى است.

عنه علیه السلام : آفةُ النَّقْلِ کذبُ الرّوایةِ . (39)

امام على علیه السلام : آفت گزارش دادن، دروغ نقل کردن است.

عنه علیه السلام : آفةُ العلمِ ترکُ العملِ بهِ . (40)

امام على علیه السلام : آفت علم، عمل نکردن به آن است.

عنه علیه السلام : آفةُ العملِ ترکُ الإخلاصِ . (41)

امام على علیه السلام : آفت عمل، نداشتن خلوص است.

عنه علیه السلام : آفةُ الجُودِ الفَقرُ . (42)

امام على علیه السلام : آفت بخشندگى، نادارى است.

عنه علیه السلام : آفةُ العامّةِ العالمُ الفاجرُ . (43)

امام على علیه السلام : آفت مردم، عالِم فاسد است.

عنه علیه السلام : آفةُ العَدلِ الظّالمُ القادرُ . (44)

امام على علیه السلام : آفت عدالت، ستمگرِ قدرتمند است.

عنه علیه السلام : آفةُ العُمرانِ جَورُ السّلطانِ . (45)

امام على علیه السلام : آفت آبادانى، ستمگرىِ فرمانرواست.

عنه علیه السلام : آفةُ القُدرةِ منعُ الإحسانِ . (46)

امام على علیه السلام : آفت قدرت، خوددارى از نیکوکارى است.

عنه علیه السلام : آفةُ اللّبِّ العُجْبُ . (47)

امام على علیه السلام : آفت خِرَد، خودپسندى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الحدیثِ الکذبُ . (48)

امام على علیه السلام : آفت سخن، دروغ گفتن است.

عنه علیه السلام : آفةُ الأعمالِ عَجْزُ العُمّالِ . (49)

امام على علیه السلام : آفت کارها، ناتوانى کارگزاران است.

عنه علیه السلام : آفةُ الآمالِ حُضورُ الآجالِ . (50)

امام على علیه السلام : آفت آرزوها، فرا رسیدن اجلهاست .

عنه علیه السلام : آفةُ الوفاءِ الغَدْرُ . (51)

امام على علیه السلام : آفت وفادارى، پیمان شکنى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الحَزْمِ فَوتُ الأمرِ . (52)

امام على علیه السلام : آفت دوراندیشى و احتیاط، کار از کار گذشتن است.

عنه علیه السلام : آفةُ الأمانةِ الخیانةُ . (53)

امام على علیه السلام : آفت امانت، خیانت است.

عنه علیه السلام : آفةُ الفقهاءِ عدمُ الصِّیانةِ . (54)

امام على علیه السلام : آفت فقیهان، نداشتن صیانت [نفس ]است.

عنه علیه السلام : آفةُ الجُودِ التّبذیرُ . (55)

امام على علیه السلام : آفت بخشش، ولخرجى است.

عنه علیه السلام : آفةُ المَعاشِ سُوءُ التّدبیرِ . (56)

امام على علیه السلام : آفت معاش، بى تدبیرى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الکلامِ الإطالةُ . (57)

امام على علیه السلام : آفت سخن گفتن، پرگویى است.

عنه علیه السلام : آفةُ الغِنى البُخْلُ . (58)

امام على علیه السلام : آفت توانگرى، بخل است.

عنه علیه السلام : آفةُ الأمَلِ الأجَلُ . (59)

امام على علیه السلام : آفت آرزو، اجل است.

عنه علیه السلام : آفةُ الخیرِ قَرینُ السُّوءِ . (60)

امام على علیه السلام : آفت خوبى، همنشین بد است.

عنه علیه السلام : آفةُ الاقتِدارِ البغیُ والعُتُوُّ . (61)

امام على علیه السلام : آفت نیرومندى، ستمگرى و سرکشى است.

عنه علیه السلام : رأسُ الآفاتِ الوَلَهُ باللّذّاتِ . (62)

امام على علیه السلام : سرآمد آفتها، شیفتگى به لذّتها (خوشگذرانى) است.

عنه علیه السلام : شرُّ آفاتِ العقلِ الکِبْرُ . (63)

امام على علیه السلام : بدترین آفتِ خِرَد، خود بزرگ بینى است.



در پی پست دیروز یعنی پست دوست

دیشب خواب دیدم بسیار گریه میکنم و انگار به سوی نوری حرکت میکنم

شخصی آمد از من اجازه گرفت و گفت میخواهم تو را ببوسم اجازه میدهی؟ من هم با  حیایی که در خواب بر من غالب شده بود، اجازه دادم.

ولی او به جای یک بوسه ، در حالی که چشمانم پر از اشک بود چند بوسه به صورتم زد و گریه کرد و به من گفت چقدر نورانی هستی...

خدایا از تو ، فقط خودت را میخواهم نه دوست اعتباری...

یا رفیق من لا رفیق له


چند توصیه از حضرت آیت‌الله بهجت:

برای دوری از ریا، لا حول و لا قوه الا بالله را زیاد بگویید

برای دوری از عصبانیت، زیاد صلوات بگویید

برای تمرکز فکر، لا اله الا الله زیاد بگویید

اگر میخواهید در کارتان گره نیفتد و موفق شوید، تا میتوانید استغفار کنید

(اگر اثر نکرد جوابگویش من هستم)



بهم میگه تو نورانی نیستی

دنبال یه رفیق خوب میگردم که نگاهش کنم به یاد خدا بیفتم

میگه دنبال یه دوست میگردم که منو رشد بده و نماز شب بخونه

میگم از کجا میدونی نماز شب نمیخونم؟ یا اینکه ملاک نورانیت چیه؟

فقط ساکت میشه و لبخند میزنه

خدایا تو که خبر داری درونم چه خبره؟

خدایا شکر به خاطر اینکه ظاهر و باطنم به رنگ سیاه هست و جای اولیا و جای گنهکار عوض نمیشه

الهی لکه ایمانی بر سیاهی قلبم بینداز...


#براندازی- نظام#از -بین- رفتن- انقلاب#آشوب- داخلی#فتنه- بزرگ#مردم- کف خیابان#بزرگترین- تظاهرات- قرن#فتنه- گر#منافقین#بزگترین- فتنه#تغییر-رژیم#

جنگ- اقتصادی#

حتما این صوت را گوش دهید و نشر دهید

حوادث دو ماه آینده:

دریافت کنید
حجم: 10.5 مگابایت


آیا مذاهب دیگر بر حق هستند؟


 سؤال: هر گاه اسلام ناسخ دین‌های دیگر است، چرا در برخی از آیات قرآن، هر یک از افراد ملل جهان را اعم از مسلمان و یهودی و مسیحی و ... در صورتی که به خدا ایمان داشته باشد و عمل نیک انجام دهد، اهل نجات می داند و می گوید: برای چنین افرادی در روز رستاخیز ترس و اندوهی وجود ندارد، آیا مفادّ این نوع آیات این نیست که همه ملل جهان حتّی پس از طلوع اسلام با شرایط یاد شده، اهل نجات می باشند و هنوز هم شرایع آنها به قوّت خود باقی است و از درجه اعتبار ساقط نشده اند؟


 پاسخ: لازم است قبلاً متون آیات مزبور را ذکر کرده سپس به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم.

 1ـ «اِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَی وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَالْیَومِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحَاً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لاَ خَوْف عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ کسانی که (به پیامبر اسلام) ایمان آورده اند و کسانی که به آیین یهود گرویدند و نصاری و صابئان ‌‍[=پیروان یحیی] هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلّم است و هیچ گونه ترس و اندوهی برای آنها نیست. (هر کدام از پیروان ادیان الهی، که در عصر و زمان خود، بر طبق وظایف و فرمان دین عمل کرده اند، مأجور و رستگارند.» (سوره ی بقره، آیه ی 62)

 2ـ «اِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَالصّابِئُونَ والنَّصَارَی مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلاَ خَوْف عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحَْزَنُونَ» (سوره ی مائده، آیه ی 69) که از نظر معنی چندان تفاوتی با آیه نخست ندارد.

 3ـ «اِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَی وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ اَشْرَکُوا إِنَّ اللهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ شَهید؛ مسلّماً کسانی که ایمان آورده اند و یهود و صائبان [=ستاره پرستان] و نصاری و مجوس و مشرکان، خداوند در میان آنان روز قیامت داوری می کند؛ (و حق را از باطل جدا می سازد؛) خداوند بر هر چیز گواه (و از همه چیز آگاه) است.» (سوره ی حج، آیه ی 17)

باید توجّه داشت اساس تفسیر یک آیه این نیست که از آیات دیگر چشم بپوشیم و ارتباط آیه را از آنها قطع کنیم؛ بلکه باید در کشف مفهوم یک آیه علاوه بر شأن نزول، آیات قبل و بعد و سایر آیات قرآن را نیز در نظر داشته باشیم.

هر گاه پس از ظهور آیین اسلام پیروی از آیین های دیگر رسمیّت داشت، علاوه بر این که تشریع آیین دیگری به نام اسلام مورد نداشت، هرگز صحیح نبود که پیامبر اسلام (ص) نامه های تبلیغی به سران و رهبران کلّیّه ملل جهان بنویسد و همه را به آیین خود دعوت کند.

 اکنون باید دید که هدف آیه چیست؟

آیات مزبور دو حقیقت، یکی اجمالی و دیگری تفصیلی را بیان می کند.

 ۱_ اگر یهود و نصارا به راستی به خدا و قیامت معتقد باشند و ظاهر سازی ننمایند، می بایست طبق تورات و انجیل و سایر کتابهای آسمانی خود به پیامبر اسلام (ص) ایمان بیاورند، زیرا تورات و انجیل به آمدن پیامبر اسلام (ص) بشارت داده و علائم او را بیان نموده است بطوری که آنان پیامبر را مانند فرزندان خود می شناختند. (1)

جالب این که قرآن مجید این حقیقت را در سوره مائده پیش از آیه مورد بحث بیان کرده و می فرماید:

«قُلْ یَا اَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلَی شَیْءٍ حتّی تَقِیمُوا التَّورَاةَ وَالاِنْجِیلَ وَ مَا اُنْزِلَ اِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ؛ ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر این که تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، بر پا دارید.» (سوره ی مائده، آیه ی 68)

ناگفته پیداست، مقصود از به پا داشتن این کتابهای آسمانی، عمل به محتویات آن است؛ و یکی از محتویات این کتابها، نبوّت پیامبر اکرم (ص) و رسالت جهانی او می باشد که در این کتابها وارد شده و بارها قرآن به آن اشاره کرده است.

 ۲_ با در نظر گرفتن آیات پیش از این آیه در سوره بقره روشن می شود که این آیه مربوط به آن دسته ای از اهل کتاب است که در دوران پیامبران پیشین به راستی به خدا ایمان آورده و به روز رستاخیز معتقد بودند و به دستورهای آیین خود در آن زمان عمل می کردند؛ در مقابل آنها بعضی دیگر از جادّه توحید سرباز زدند و به عبادت و پرستش گوساله پرداختند و وقاحت را به جایی رسانیدند که صریحاً به موسی گفتند: تا خدا را با دیدگان خود نبینیم هرگز او را عبادت نمی کنیم. بنی اسرائیل بر اثر چنین رفتارهای ناشایست، دچار خشم الهی گردیده.

در این صورت، آیه مخصوص آن دسته از اهل کتاب خواهد بود که در اعصار پیشین، زندگی می کردند و قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص) در گذشته بودند و ارتباطی به عصر رسالت پیامبر اسلام (ص) ندارند

اما شأن نزول آیه:

سلمان در نخستین شرفیابی خود به حضور پیامبر اکرم (ص)، از دوستان و راهبان دیر موصل سخن به میان آورد و در حالی که گروهی دور پیامبر حلقه زده بودند، رو به پیامبر کرد و گفت: تمام راهبان دیر موصل در انتظار بعثت شما به سر می بردند، ولی متأسّفانه قبل از دیدار شما چشم از جهان فرو بستند.

در این لحضه کسی به سلمان گفت: آنان اهل آتش هستند؛ این مطلب بر سلمان گران آمد، در این موقع آیه مورد بحث بر پیامبر نازل گردید و اعلام داشت آنها که به ادیان حقّ گذشته ایمان حقیقی داشته باشند ـ اگر چه عصر پر فضیلت پیامبر اسلام (ص) را درک نکنند ـ اهل نجات خواهند بود.

 خلاصه: کسانی که پیش از پیامبر اسلام (ص) به آیین واقعی عصر خود ایمان راسخ داشته اند، در روز قیامت اهل نجات خواهند بود.


1ـ سوره بقره، آیه (146) و سوره انعام، آیه (20)



برگرفته از پرسش و پاسخ های مذهبی آیت الله مکارم


#معجزه-عاشورا...#معجزه-امام-حسین-علیه-السلام

سخنرانی استاد پناهیان:


دریافت
مدت زمان: 2 دقیقه 24 ثانیه

حتما ببینید...نبینید ضرر کردیید

#خانه-دوست

#حسین روح و روانم

#حسین آرام جانم

کسانی که آرامش ندارند می‌توانند ده شب تو مجلس عزای امام حسین علیه السلام شرکت کنند، آنوقت است که معنای آرامش طوفانی را خواهند فهمید...

یه اربعین آرامش نعمت بزرگیه...


این هم #غیرت-پسربچه-ایرانی


یه روز یه پسر بچه خوشتیپ که خیلی شلوغ کرده بود، مامانش تا بیرون حیاط دنبالش دوید، پسرک همون جلوی در ایستاد و جلوتر نرفت، مامانش هم اون رو گرفت و کتکش زد، وقتی برگشت تو خونه با چشمای پر اشک به مامانش گفت: فکر نکن نمی تونستم فرار کنم، فرار نکردم به خاطر اینکه تو چادر سرت نبود.


#حجاب #چادر #غیرت #خانه-دوست

آیا #امر به معروف و #نهی از منکر همه جا اثر دارد؟ در حالی که یکی از #شرایط-

امر به معروف و نهی از منکر #احتمال-تاثیر است؟



احتمال تأثیر همه جا قطعی است:


بعضى گفته اند که باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد. من مى گویم احتمال تأثیر همه جا قطعى است؛ مگر در نزد حکومت هاى قلدر، قدرتمندان و سلاطین. آن هایند که البته حرف حساب به گوششان فرو نمى رود و اثر نمى کند؛ اما براى مردم چرا. براى مردم، حرف اثر دارد. بنابراین، پاسخ من این شد که بهترین روش براى شما که از من سؤال کردید، زبان است. واقعاً معجزه مى کند.

من همین امر به معروف و نهى از منکر زبانى را - ولو به شکل خیلى راحت و آرام و بدون هیچ خشونت و دعوایى - واقعاً یکى از معجزات اسلام مى دانم. مثلاً یک نفر کار خلافى مى کند، مى گویند آقا شما این کار را نباید مى کردى. این مطلب را بگو و برو. مى گوید او برمى گردد دو تا فحش به من مى دهد. خیلى خوب؛ حالا دو تا فحش هم به شما بدهد؛ براى خاطر امر خدا تحمّل کنید. اگر نفر دوم هم بگوید آقا شما باید این کار را نمى کردى؛ بدانید اگر دعوا هم بکند، دعوایش کمتر از آنى است که با نفر اوّل کرده است. نفر سوم و نفر دهم و نفر بیستم هم همین طور. بنابراین، اگر نهى از منکر باب شد و تا نفر بیستم رسید، شما خیال مى کنید آن آدم دیگر آن کار را تکرار خواهد کرد؟ نهى از منکر واقعاً معجزه مى کند. فقط هم زبانى؛ یدیش در اختیار حکومت است؛ یعنى اگر جایى باید با گناهکار به صورت یدى و مجازاتى برخورد کنند، فقط دستگاه هایى از حکومت هستند که مسئول این کارند؛ مردم نباید بکنند. اما زبانى چرا؛ خیلى هم اثر دارد.

برگرفته از : #واجب- فراموش -شده : #راهبردهای-مقام-معظم-رهبری در #زمینه- امر به معروف و نهی از منکر







شکر کردن خداوند بهانه نمی خواهد


همین که وجود دارم خدایا شکرت


خدایا شکر به هیچ بهانه ای...








چرا عید غدیر از همه‌ی اعیاد بالاتر است؟


رهبرانقلاب: اینکه در بعضی از تعبیرات گفته شده است که عید غدیر عیدالله‌الاکبر و از همه‌ی اعیاد بالاتر است، علّت این و وجه این چیست؟ خب، در قرآن کریم آیاتی هست که به غیر از مسئله‌ی غدیر به مسئله‌ی دیگری قابل تطبیق نیست.

همین آیه‌ی معروف «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً» که در اوایل سوره‌ی مائده است، با غیر مسئله‌ای در وزن و اهمّیّت و اندازه‌ی مسئله‌ی غدیر، قابل تطبیق نیست.

امروز روزی است که دشمنان -کفّار- از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ ...این تعبیر درباره‌ی نماز، زکات و جهاد نیامده است.

پس این یک قضیّه‌ی دیگری غیر از احکام فرعی است. آن قضیّه چیست؟

—قضیّه‌ی رهبری جامعه‌ی اسلامی؛

—قضیّه‌ی نظام حکومت و امامت در جامعه‌ی اسلامی. 

۹۵/۰۶/۳۰

#عید-غدیر#بالاتر-بودن-عید-غدیر-از-همه-اعیاد-دیگر#عید-ولایت#عید-الله-الاکبر#

عرفه یعنی با اعضا و جوارح بدن به توحید و یگانگی خداوند شهادت دادن من که جرأتش نداریم ولی از زبان امام حسین این دعا را میخوانم...

وَ أَنَا أَشْهَدُ یَا إِلَهِی بِحَقِیقَةِ إِیمَانِی وَ عَقْدِ عَزَمَاتِ یَقِینِی وَ خَالِصِ صَرِیحِ تَوْحِیدِی وَ بَاطِنِ مَکْنُونِ ضَمِیرِی وَ عَلاَئِقِ مَجَارِی نُورِ بَصَرِی وَ أَسَارِیرِ صَفْحَةِ جَبِینِی و ...
وَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ عَصَبِی وَ قَصَبِی وَ عِظَامِی وَ مُخِّی وَ عُرُوقِی وَ جَمِیعُ جَوَارِحِی و...

و من گواهى مى دهم براى خدا از خلوص و حقیقت ایمانم به عهد قلبم که ازفرایض مقام یقین من است و توحیدى خالص و پاک از شایبه و از باطن سر ضمیرم و از رشته هاى بینش نور چشم و اسرار نقشهاى جبینم و ...
و گوشت و خون و موى و پوست و اعصاب و ورید و شریان من و استخوانها و مغز و رگ و پى هاى من و تمام اندامم و...

همین فراز از دعا با صدای میرداماد:






این هم کلیپی از سخنرانی استاد:



#دعای عرفه#راز یک بعد از ظهر#دعای عرفه امام حسین علیه السلام#عرفه چیست#فرازی از دعای عرفه#عکس نوشته عرفه#شهادت به یگانگی خداوند با اعضا و جوارح#خانه دوست#چرا به عرفه عرفه گویند#



آیا سؤال می شود یا خیر؟


 سؤال: در سوره «الرّحمن» می خوانیم: «فَیَوْمَئِذٍ لا یُسئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ اِنْس وَ لا جانّ؛ در آن روز هیچ کس از انس و جن از گناهانش سؤال نمی شود» (سوره ی الرّحمن، آیه ی 39) با این که در آیات متعدّد دیگری می خوانیم: در آن روز از گناهان سؤال می شود؟


 پاسخ: همان طور که آیات بعد این سوره گواهی می دهد، منظور از سؤال نکردن از گناهان در این جا این است که سؤال زبانی از آنها نمی شود که آنها مانند این جهان با «زبان» پاسخ گویند، بلکه قیافه هایشان حاکی از اعمال آنهاست و دست و پا و اعضای تن آنان تمام اعمال و گفتارشان را بازگو می کند.

در دو آیه بعد در همین سوره می فرماید: «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ؛ مجرمان از چهره هایشان شناخته می شوند!» در سوره «یس» نیز می فرماید: «اَلْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلی اَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنَا اَیْدیهِمْ وَ تَشْهَدُ اَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ؛ امروز بر دهانشان مهر می نهیم و دستهایشان با ما سخن می گویند و پاهایشان کارهایی را که انجام می دادند شهادت می دهند.» (سوره ی یس، آیه ی 65)

بنابراین، اگر در آیه مورد بحث می فرماید «سؤال نمی شود» یعنی سؤال زبانی نمی شود.


منبع:پاسخ به پرسشهای مذهبی(آیت الله مکارم شیرازی)



#خانه- دوست#تناقض- در- قرآن#سوال- کردن- از- اعمال- انسان#آیه-قرآن#سوره- الرحمان#سؤال- زبانی#تناقض-در-خانه-دوست#تناقض-در-آیات-قرآن#


امام علی علیه السلام می فرمایند:

 ربّ متحرّز من شی‏ء فیه آفته

 چه بسا پرهیز کننده از چیزی که آفت و بلای او در همان پرهیز از آن است (نه در خود آن)


غررالحکم

أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

امام علی علیه السلام می فرمایند:

 خمسة ینبغی ان یهانوا: الدّاخل بین اثنین لم یدخلاه فی أمرهما، و المتأمّر علی صاحب البیت فی بیته، و المتقدّم علی مائدة لم یدع الیها، و المقبل بحدیثه علی غیر مستمع، و الجالس فی المجالس الّتی لا یستحقّها

 پنج گروه هستند که شایسته خواری و اهانت هستند:

(1) کسی که دخالت کند در کار دو نفری که او را در کار خود دخالت نداده‏ اند.

(2) کسی که در خانه دیگری باشد و به صاحب خانه دستور دهد.

(3) کسی که بر سر سفره‏ای بی‏ دعوت حاضر شود.

(4) کسی که سخنی گوید برای دیگری که گوش نمی‏دهد.

(5) کسی که در جایی بنشیند که شایستگی آن را ندارد.

غررالحکم

زیبایی های کلام معصومین را دریابیم
فقط معصوم میتواند اینگونه با خدا مناجات کند
فرازی از دعای عرفه امام حسین علیه السلام:
اِلهی مَنْ کانَتْ مَحاسِنُهُ مَساوِی فَکَیْفَ لا تَکُونُ مَساوِیْهِ مَساوِی
خدای من کسی که خوبی هایش بدی بوده، پس چگونه بدی هایش بدی نباشد؟
و مَنْ کانَتْ حَقائِقُهُ دَعاوِی فَکَیفَ لا تَکُونُ دَعاوِیْهِ دَعاوِی
و کسی که حقیقتگویی هایش همه ادعا بوده، پس چگونه ادعاهایش ادعا نباشد؟

خدایا مرا به خاطر بدی های به ظاهر خوب ببخش...
خدایا اینگونه نماز خواندن در مقابل تو، توهین به تو است...
خدایا آنگونه که شایسته ای، نمی توان تو را ثنا و سپاس گفت...
پس ببخش خدایا، ببخش...


اما از گلستان سعدی اینگونه آمده:


از دست و زبان که برآید

کز عهده شکرش به در آید.


بنده همان به که ز تقصیر خویش

عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداوندیش

کس نتواند که به جای آورد

درحالی که (قَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکور) کم هستند بندگانی که شکر کنند...

خاطره ای از شهید نوجوان


راوی:آیت الله جوادی آملی


در سال های جنگ تحمیلی، هر چند وقت ، حضرت آیت الله جوادی آملی به منطقه می آمدند و به بچه ها سری میزدند و به قول معروف به رزمنده ها روحیه می دادند و از آنان روحیه می گرفتند.

در یکی از این سفرها با یک نوجوان 15ـ14 سالی تهرانی آشنا شدند که خیلی باصفا بود. در موقعیت منطقه ای آنجا ارتفاعی بود که پایین آن یک چشمه و جاده وجود داشت که دشمن حجم آتش سنگینی را روی آن می ریخت. فرماندهان به بچه ها گفته بودند که حتی برای وضو گرفتن هم به آنجا نروید و همان بالا روی تپه بنشینید و تیمم کنید.

ناگهان دیدیم این نوجوان از تپه پایین رفت و آستین هایش را بالا زد و آماده شد برای وضوگرفتن. سر و صدای بچه ها درآمد که نرو خطرناک است اما او گوشش بدهکار نبود. آخر، دست به دامان حاج آقا جوادی آملی شدند که ایشان جلوگیری کنند،...
آقا گفتند: عزیزم کجا میروی؟ 
گفت: حاج آقا، دارم می‌رم پایین که وضو بگیرم. 
گفتند: پسر عزیزم! پایین خطرناک است. فرماندهان هم گفتند بالا تیمم کنید. شما تکلیفی ندارید. همان نماز با تیمم کافی است.

یک نگاه خیلی قشنگ به چشمان این بزرگوار کرد و لبخندی زد 
و گفت: حاج آقا، اجازه بدید نماز آخرمون رو باحال بخونیم. دیگه به خاک نمی چسبیم.

بعدش هم رفت و جلوِ آب نشست، وضو گرفت و همانجا، نماز زیبایی خواند و برگشت بالا.

دقایقی بعد قرار شد عده ای از بچه ها بروند جلوِ ارتفاع و با عراقی ها درگیر شوند. یکی از آنان همین نوجوان بود. 
او رفت و یکی دو ساعت بعد آقای جوادی آملی را صدا زدند و گفتند حاج آقا، بیایید پایین ارتفاع. یک جنازه که رویش پتو انداخته بودند و آن را روی برانکارد گذاشته بودند به چشم میخورد.
گفتند: حاج آقا، پتویش را بردارید ببینید کیه. جلوِ چشم همه، آقای جوادی آملی نشست و پتو را کنار زد. دیدیم همان نوجوان با همان لبخند پرکشیده و رفته است.

حاج آقا عمامه را برداشتند و خاک بر سر خود میریخت و می گفت :جوادی فلسفه بخون... جوادی عرفان بخون...امام به اینا چی یاد داد که به ما یاد نداد!!!.


#اخلاق- مجلسی ها#رفتار-نمایندگان#دیدگاه-امام-نسبت- به- مجلس-و-نمایندگان#وظایف -نمایندگان#انتظار- مردم- از-مجلس#تفاوت-رفتار-مجلس-با-دیدگاه-امام-نسبت-به-مجلس#خانه-دوست#

رفتار امروز مجلسی ها و خانه ملت، کاملا متفاوت با دیدگاه امام نسبت به مجلس:

امام خمینی(ره):

مجلسی که اساس یک کشور است باید محلی برای بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد.
و مهم این است که مجلسی ها با هم و با دولت و سایر مقامات تفاهم داشته باشند و مجلسی که اساس یک کشور است باید محلی برای بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد و انتقاد و استیضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامی و طرح مسائل اخلاقی بهتر رفع اختلاف می کند تا با الفاظ نیش دار و مقابله کردن با یکدیگر. لذا باید نطق های قبل از دستور یا مسائلی که در مجلس واقع می شود همانند خطبه های نهج البلاغه و خطب ائمه اطهار مردم را رو به صلاح ببرد و آقایان در صحبت هایشان این احساس را داشته باشند که برای مصلحت جامعه حرف می زنند، نه برای مقابله. خودشان را یک واعظ حساب بکنند که می خواهند مردم را موعظه کنند و مردم همه احساس کنند که این آقایان خیر و صلاح آنها را گویند.62/05/17

صحیفه نور جلد 18 صفحه 60