خانه دوست

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست**نیک راهی است که آخر برسد خانه دوست

خانه دوست

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست**نیک راهی است که آخر برسد خانه دوست

خانه دوست

ألقَلْبُ حَرَمُ الله، فَلا تُسْکِنْ فِی حرمِ الله غیرَالله
قلب، حرم و خانه خداست، در حرم و خانه خدا، غیر خدا راه نده...

پیام های کوتاه
  • ۲۶ مرداد ۹۷ , ۰۸:۵۸
    جمعه
آخرین نظرات
  • ۲۸ مرداد ۹۷، ۱۹:۱۱ - بانو ...
    سپاس
  • ۲۶ مرداد ۹۷، ۱۰:۳۷ - موزیلاگ ..
    ):
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۲۵ مطلب با موضوع «کلام :: شبهات خداوند» ثبت شده است

نیاز بشر به قرآن

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۴۴ ب.ظ

 سوال: بشر  چه نیازی به کتاب آسمانی دارد ؟

 

 پاسخ: تمام کارخانجات دنیا برای تولیدات خود دفترچه راهنما تهیه می کنند و در کنار محصولات به مشتریان ارائه می دهند. این دفترچه‌ها مشتریان را راهنمایی می‌کنند که چگونه از آن کالا بهره‌مند شود.

 

نویسنده این دفترچه های کیست ؟ آیا جز طراح و سازنده ، فرد دیگری صلاحیت نوشتن آن را دارد ؟ هرگز!

 

ما نیز سازنده و آفریدگار داریم که برای  راهنمایی ما  دفترچه ای به نام قرآن نازل کرده است و دیگری حق قانونگذاری بر خلاف آن را ندارد ، زیرا فقط سازنده می‌دانند که چه ساخته و تنها اوست که به تمام زوایا و ابعاد محصول خود آگاه است و راه بهره‌گیری صحیح و آفات و موانع رشد آن را می دانند:

(الا یعلم من خلق وهو اللطیف الخبیر)

 

کسانی که به جای قانون خداوند به سراغ قوانین بشری می روند مانند کسانی هستند که دفترچه راهنمای سازنده را کنار گذاشته و از دیگران نحوه استفاده از آن را مطالبه می‌کنند.

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۴۴
محمد

گرفتاری صالحان و رفاه مجرمان

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۳۵ ب.ظ

سوال: چرا صالحان ، گرفتار مشکلات هستند و 


مجرمان و گناهکاران ، در رفاه به سر می برند ؟ 

 

پاسخ: از آنجا که خداوند اولیای خود را دوست دارند ، 


لذا اگر خلافی کنند ، فوراً آنان را با قهر خود میگیرد


تا متذکر شوند چنانکه خداوند در قران میفرمایند:


اگر پیامبر سخنی را که ما نگفته ایم به ما نسبت دهند،


با قدرت او را به   قهر  میگیریم:


(لو  تقبل علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین)


و همچنین اگر مومنین خلافی کنند ، چند روزی


می گذرد مگر آنکه گوشمالی می شوند. اما اگر نااهلان 


خلاف کنند ، خداوند به آنان مهلت میدهد و هرگاه


مهلت سرآمد آنان را هلاک می کنند


(وجعلنا لمهلکهم موعدا)


و اگر امیدی به اصلاح شان نباشد ، خداوند حسابشان 


را تا قیامت به تاخیر می اندازد و به آنان مهلت میدهد


تا پیمانه شان پر شود:


(انما نملی لهم لیزدادوا اثما )


به یک مثال توجه کنید:


اگر قطره ای چای روی شیشه عینک شما بریزد، فوراً 


آن را پاک میکنید.


اما اگر قطره ای چای روی لباس سفید شما بریزد،


صبر می کنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض 


کنید.


و اگر قطره ای روی قالی زیر پای شما بریزد، آن را رها


میکنید تا مثلاً شب عید به قالیشویی ببرید.


خداوند نیز با هر کس به گونه ای رفتار می نماید و 


براساس شفافیت و تیرگی روحش ، کیفر او را به تاخیر


می اندازد.


أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۳۵
محمد

گرایش و میل انسان به بدی بیش از خوبی

يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۱۴ ب.ظ

چرا گرایش انسان به بدی نسبت به خوبی بیشتر است؟

اصولا انسان کاری را که بخواهد انجام دهد باید مراحلی را بگذراند(چه آن کار شر باشد و چه آن کار خیر باشد) و آن مراحل این است:

1-وجود مصلحت >>>2-تصور مصلحت>>>3-تصدیق مصلحت>>>4-شوق به مصلحت>>>5-شدت شوق(انگیزه)>>>6-اراده>>>7-انجام فعل

پس اگر در کاری شدت شوق و انگیزه ایجاد بشود، آن فعل و کار انجام میگیرد.

حال سوال این است که چرا در مرحله پنجم، شدت شوق و انگیزه انسان به بدی وشر بیشتر از خوبی و خیر است؟

در جواب این سوال اول باید دو مقدمه را ذکر کنیم:

1-خداوند کاری را که شر آن بیشتر از خیر آن باشد، انجام نمیدهد

2-انسان اختیار دارد و اینگونه نیست که از سوی خدا مجبور شده باشد(که در پست های گذشته بیان شد)

با توجه به این دو مقدمه و پاسخ به این سوال که چرا گرایش و میل انسان به بدی نسبت به خوبی بیشتر است،این جواب را میدهیم:

درانگیزه ی به انجام رسیدن کاری(فعل خیر و شر) سه حالت وجود دارد:

1- یا انگیزه به فعل خیر و شر مساوی است؛ که در این صورت هیچ فعلی صورت نمیگیرد وانسان در انجام فعل هیچ حرکتی ندارد زیرا انگیزه به خیر و شر یکسان است پس باید انگیزه و میل به بدی و انگیزه و میل به خوبی متفاوت باشد.(که در دو مورد بعد ذکر میکنیم) پس این مورد باطل است.

2- یا انگیزه به فعل شر بیشتر از انگیزه به فعل خیر است؛که در این صورت، با توجه به مقدمه اول _خداوند کاری را که شر آن بیشتر از خیر آن باشد، انجام نمیدهد_ در فعل خدا نقصی به وجود می آید و خداوند هیچ نقصی ندارد؛ زیرا فرض این است که خداوند در وجود انسان، انگیزه به فعل شر را بیشتر از انگیزه به فعل خیر قرار داده است و این فعل از خداوند صادر نمیشود.پس این مورد هم باطل است.

3- یا انگیزه به فعل خیر بیش از انگیزه به فعل شر است؛که در این صورت نیز با توجه به مقدمه دوم _انسان اختیار دارد_ اختیار برای انسان دیگر معنا ندارد، در صورتی که میبینیم انسان مختار است؛ زیرا وقتی انگیزه به خیر بیشتر باشد انسان میتواند کارهای خیر را به راحتی انجام دهد. که این مورد سوم هم باطل است.

پس با توجه به این که هر سه مورد باطل است، حال یک سوال به وجود می آید و آن اینکه؛

انگیزه به فعل خیر و شر چگونه باید باشد؟

در جواب میگوییم که:

تمایل و انگیزه به خوبی در انسان، بیشتر است ولی خفته و پنهان است اما میل و انگیزه به فعل شر در انسان، کمتر است ولی بیدار و ظاهر است به عبارت دیگر انگیزه به فعل خیر، پنهان و بیشتر است اما انگیزه به فعل شر، ظاهر و کمتر است.

پس در به فعلیت رسیدن کار خیر  باید آن انگیزه پنهان را آشکار کرد.

و یک سوال دیگر رخ میدهد؛

چگونه باید انگیزه پنهان را آشکار کرد؟

جواب: فقط با تلاش و انجام سختی میتوان آن خیر نهفته و پنهان را آشکار کرد.

آری! برای خواندن نماز صبح یا نماز شب که مصداقی از خوبی و خیر هستند و هر خیری که آن را تصور میکنیم باید تلاش کرد و سختی آن را با جان خرید و در آغوش سختی برویم.

آری! خداوند میگوید ای انسان! ای بندگانم! و ای زیباتر از خورشید زیبایم! ، اگر میخواهی مرا درک کنی و به آغوش من بیایی، باید سختی ها و تکالیفی که برای تو قرار داده ام را انجام بدهی، بدون اینکه نق بزنی.

خداوند در سوره انشقاق آیه «۶» میفرماید: (یا أیُّهَاالْإنْسان إنَّکَ کادِحٌ إلی ربِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیْه: ای انسان تو با رنج و تلاش به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات میکنی)

ترجمه ی عرفی این آیه اینگونه میشود:

آی ای مردم اگه میخواین به منِ خدا برسید، فقط فقط باید تلاش کنید ، هیچ راهی غیر از این وجود نداره.

آیات دیگری نیز اشاره به این مطلب دارد؛از جمله:

سوره نجم آیه«۳۲»(أنْ لیس لِلْإنْسانَ إلّا ما سَعی: هیچ بهره ای برای انسان نیست جز اینکه سعی و کوشش کند)

سوره بلد آیه «۴»(لَقَدْ خَلَقْنَاالْإِنسانَ فِی کَبدٍ: ما انسان را در رنج آفریدیم«وزندگی او پر از رنج هاست»)

و آیات دیگر قرآن که اشاره به این مطلب دارد.

آری هرکس میخواهد رشد کند و به خالق هستی برسد باید تلاش کند و سختی بکشد، ولی لازم نیست که مثل مرتاض ها سختی بکشیم و روی میخ بخوابیم و از این جور کارها بلکه خداوند، حد و اندازه ای برای سختی قرار داده، که همان انجام واجبات و ترک محرمات است (جهت رشد بیشتر انجام مستحبات و ترک مکروهات)

شاید کسی بگوید که من نمیخواهم رشد کنم تا که در عوض این همه سختی را متحمل شوم؟

در جواب چنین شخصی میگوییم:

سختی دو گونه است: یا جسم انسان دچار سختی میشود یا روح انسان به علاوه اینکه سختی روح بیشتر از سختی جسم است

در افرادی که این سختی ها را به جان میخرند ودر اصطلاح مومن هستند، روح آنها دچار سختی نمیشود بلکه فقط جسم آنهاست که دچار سختی میشوند زیرا آنها در مسیر فطرت و موافق با آن حرکت میکنند، انسان متدین به ظاهر سختی میکشد اما آرامش روحی دارد، به خلاف افرادی که در غالب دین زندگی نمیکنند زیرا این افراد بر خلاف فطرت حرکت میکنند واین حرکت او موجب سختی روح میشود وشب وروز دچار استرس میشود اگر چه دیگران او را به ظاهر در راحتی می‌بینند ولی او روز به روز از زندگی خسته و ناامید میشود واین انسانی که از دین جدا شده خودش را فراموش میکند.

دوستان اگه مطلب خوبی بود نظر بدید...


کلمات کلیدی ؛ گرایش ؛ میل ؛ امیال انسان ؛ میل انسان ؛ گرایش انسان ؛ سختی ؛ رنج ؛ تلاش ؛ خدا ؛ گرایش به بدی ؛ میل به خوبی ؛ خیر ؛ شر ؛ علی کشاورز ؛ خانه دوست

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۱۴
علی کشاورز

مهلت به ستمکاران

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۲۰ ب.ظ

چرا خدا به ستمگران و گنهکاران مهلت می‏دهد؟


پاسخ : سازمان آب و برق، به تمام منازل آب و برق می‏رساند، این صاحبان منازلند که می‏توانند از این آب و برق استفاده صحیح کنند یا نادرست.

خداوند انسان را آزاد و مختار آفرید و همه گونه امکان رشد را در اختیار او گذاشت، اگر انسان با علم و آگاهی راه بدی را انتخاب کرد،مقصر خود اوست.

اما چرا خداوند جلوی چنین انسان‏هایی را نمی‏گیرد، زیرا: اگر همین که انسان بنای ناسزا و دروغ گفتن داشت، خداوند او را لال کند و همین که بنای سیلی زدن به مظلوم داشت، دست او فلج شود، همین که بنای نگاه بد داشت چشمش کور شود و... آیا این انسان که از روی ناچاری خلاف نکرده، قابل ستایش است؟ ارزش انسان زمانی است که با اختیار خودش، آزادانه و آگاهانه کاری را انجام دهد و یا از خلافی دست بردارد.

اگر دست انسانی را با طناب بستند و از جیب او پول در آوردند و خرج کردند، نمی‏توان گفت آن دست بسته،مرد سخاوتمندی است و اگر مرد نابینایی، به نامحرم نگاه نکرد، نمی‏گویند چه انسان پاکی.

آری، خداوند می‏خواهد انسان‏ها آزاد باشند تا خود راه خیر و خوبی یا راه شر و بدی را انتخاب نمایند و عمل کنند.



کلمات کلیدی+ مهلت به ستمکاران؛ مهلت به گنهکاران؛ مهلت خدا؛ مهلت دادن؛ انتخاب و اختیار؛

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۲۰
علی کشاورز

عبادت کردن خدایی که دیده نمیشود

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۵۴ ق.ظ

چگونه به خدای نادیده ایمان بیاوریم؟


پاسخ : هرچه به زمین نگاه کنیم و خاک‏ها و سنگ‏های آن را به آزمایشگاه ببریم، چیزی به نام جاذبه نمی ‏بینیم ولی از افتادن سیب از درختی پی می‏ بریم که جاذبه وجود دارد. پس لازم نیست هر چیزی را با چشم ببینیم تا به وجود آن ایمان بیاوریم. جاذبه را با حواس پنجگانه حس نمی‏کنیم، اما از آثار آن پی به وجود آن می‏بریم.

چنانکه شناخت ما نسبت به دانش، بینش، هنر و مهارت مردم، از راه گفتار و رفتار و آثار آنان است.

پس میشود وجود خدایی که دیده نمیشود را درک و احساس کرد.

کلمات کلیدی+ خدای نامرئی؛ خدای نادیده؛ عبادت کردن کسی که دیده نمیشود؛ عبادت کردن خدایی که دیده نمیشود؛

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۵۴
علی کشاورز

رحمت خداو عذاب بندگان

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶ ب.ظ

چگونه خداوند صاحب فضل و رحمت، بندگانش را به قهر و کیفر می‏گیرد؟


پاسخ : اقیانوس، آب فراوانی دارد اما اگر شما بطری در بسته ‏ای را در آن بیندازید، قطره ‏ای از آب، در بطری داخل نمی‏شود. مشکل از آب است یا بطری؟!

انسانهایی هستند که تمام راه های هدایت را به روی خود بسته‏ اند؛ راه فکر و تعقل، راه عبرت و اندیشه، راه شنیدن حق و اطاعت از آن، راه ارشاد و هدایت و پند پذیری، راه کمک به دیگران و... این انسان‏ها از خود جمادی ساخته ‏اند که به قول قرآن، آنها سنگ و سخت ‏تر از سنگ هستند: ثم قست غلوبکم من بعد ذلک کالحجارة أو أشد قسوة ( سوره بقره، آیه 74.) محروم شدن این گروه از فضل الهی، به خاطر بسته بودن خودشان است، نه به خاطر کم بودن فضل و رحمت الهی.

کلمات کلیدی+خدا+ رحمت خدا+ فضل خدا+ عذاب بندگان+ عذاب+ 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۳۶
علی کشاورز

گناه کوچک و عذاب بزرگ

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۲۸ ب.ظ

آیا یک گناه، سرنوشت کسی را دگرگون می‏کند؟


پاسخ : گاهی یک ویروس وارد بدن می‏شود و تمام بدن را فلج می‏کند. گاهی یک جرقه زده می‏شود و منطقه‏ ای به آتش کشیده می‏شود. گاهی یک حسادت سبب توطئه قتل یوسف می‏شود. گاهی لقمه حرام یا طمع رسیدن به حکومت، انسان را تا کشتن امام حسین (علیه السلام) پیش می‏برد.

معمولا هر گناهی، زمینه ساز گناه بزرگ‏تری است. قرآن در این زمینه می‏فرماید: بلی من کسب سیئة و أحاطت به خطیئته فاولئک أصحاب النار هم فیها خالدون ( سوره بقره، آیه 81.)

کسی که به سراغ خلافی رود و آثار شوم آن خلاف او را احاطه کند، برای همیشه در دوزخ خواهد بود.

اگر پرده حیا پاره شود، گناه برای انسان راحت می‏شود. به همین دلیل در دعای کمیل می‏خوانیم: الهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم یعنی خداوند!؛ آن گناهانی که پرده عصمت و پاکی را هتک و پاره می‏کند، بر من ببخش.

کلمات کلیدی+گناه+گناه کوچگ+گناه بزرگ+عذاب بزرگ+عذاب کوچک+گناه عظیم

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۲۸
علی کشاورز

جمع کردن اجزای مردگان در قیامت

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۵۹ ق.ظ

چگونه در قیامت اجزای پراکنده مردگان جمع شده و از خاک بر می‏خیزند؟


پاسخ : به چند مثال توجه کنید:

1- شما مقداری ماست و دوغ را در مشک می‏ریزید و آن را تکان می‏دهید. ذرات چربی که در تمام دوغ پخش بود، همه یک جا جمع می‏شود. خداوند هم زمین را تکان می‏دهد: اذا زلزلت الارض زلزالها ( سوره زلزال، آیه 1.) و اجزای هر کس کنار هم قرار می‏گیرد.

2- انسان از نطفه و نطفه از غذا و غذا از ذراتِ خاکِ پخش شده، است. یعنی مواد غذایی زمین در قالب گندم و برنج و میوه و سبزی به صورت نطفه و سپس انسان در می‏ آید، پس هم اکنون نیز ما از ذرات خاک پخش شده، هستیم.

3- مگر شیر حیوانات از علف‏هایی که می‏خورند تولید و خارج نمی‏شود؟ خدایی که شیر را از درون علف خارج می‏کند، ما را هم از مردن از درون زمین خارج می‏کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۵۹
علی کشاورز

ناساز گاری علم خدا با آزمایش کردن بندگان

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۰۵ ق.ظ

خدایی که به وضع و حال ما و به هر چیزی آگاه است، چرا ما را مورد آزمایش قرار می‏دهد؟


پاسخ : آزمایش الهی برای آن است که مدعیان راستین از مدعیان دروغین شناخته شوند. همه انسان‏ها به نوعی ادعا می‏کنند که آدم‏های خوبی هستند، اما به هنگام امتحان، افراد شناخته می‏شوند و هر کس می‏فهمد که چه مقدار در ادعایش راستگو بوده است. خداوند می‏فرماید: ما شما را به ترس، گرسنگی و کمبودها آزمایش می‏کنیم:

و لِنَبْلُوَنَکم بشی‏ء من الخوفِ و الجوعِ و نقصٍ من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین ( سوره بقره، آیه 155.)

علاوه بر آنکه علم و دانستن خداوند، دلیل کیفر و پاداش نیست، بلکه از ما عملی سر بزند تا به کیفر و پاداش برسیم. به چند مثال توجه کنید:

1- ما می‏دانیم که این خیاط یا بنا یا نجار چگونه می‏دوزد یا می‏سازد، ولی بر اساس این دانش، به آنها مزد نمی‏دهیم، بلکه باید از آنان کاری سر بزند تا استحقاق پاداش داشته باشند.

2- معلم می‏داند که این دانش‏ آموز اهل درس خواندن نیست، ولی نمی‏تواند قبل از امتحان او را مردود قلمداد کند. حضرت علی (علیه السلام) می‏فرماید: آزمایشات الهی برای علم پیدا کردن خداوند نیست، بلکه برای آن است که بستری ایجاد شود و از انسان عملی سرزند تا کیفر و پاداش بر مبنای عمل باشد.

اگر امتحان‏ها نباشد، انسان شناخته نمی‏شود.

صبر انسان، در برابر انسان شناخته می‏شود.

رضا و تسلیم انسان، در برابر حوادث تلخ شناخته می‏شود.

قناعت و زهم انسان، به هنگام کمبودها روشن می‏شود.

تقوی، حلم و ایثار انسان، در امتحان‏ها معلوم می‏شود.

نقص انسان مشخص میشود و میتواند خود را رشد دهد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۰۵
علی کشاورز

اداره کردن جهان بوسیله تقوا

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۴۴ ق.ظ

آیا برای اداره جهان، تقوا کافی است که قرآن سر انجام جهان را از آن پرهیزکاران می‏داند؟

پاسخ : در قرآن می‏خوانیم: والعاقبة للمتقین ( سوره اعراف، آیه 128.)، والعاقبة للتقوی ( سوره طه، آیه 132. ) یعنی پیروزی نهائی برای پرهیزکاران است.

تقوی، به معنای وارستگی است، نه وارفتگی. مدیریت و حکومت نیاز به لیاقت و صلاحیت ‏های خاصی دارد. قرآن می‏فرماید: ان الارض یرثها عبادی الصالحون ( سوره انبیاء، آیه 105.) وارثان زمین دو شرط دارند: یکی بنده خدا بودن که همان تقوای الهی است: (عبادی) و یکی صلاحیت که همان لیاقت‏ ها و تخصص ‏ها و مدیریت‏ های لازم است: (الصالحون). بنابراین آیاتی که می‏فرماید پیروزی نهائی برای پرهیزکاران است را باید در کنار این آیه معنا کرد. آری، هرگاه خواستیم چیزی را به اسلام نسبت دهیم باید آیات قرآن را در کنار هم مورد نظر قرار دهیم، به علاوه باید به روایت پیامبر و اهل بیت معصومش (علیه السلام) توجه کنیم تا به نتیجه برسیم.

برای نجات از بیماری باید تمام داروهایی را که پزشک دستور می‏دهد مصرف نمود و اگر تنها بعضی را مصرف و بعضی را رها کند، ممکن است علاوه بر آنکه بهبود نیابد، مرض او طولانی یا به امراض دیگری مبتلا شود.

چنانکه خداوند در قرآن از کسانی که به بعضی از آیات ایمان می ‏آورند و به بعضی دیگر ایمان نمی‏ آورند، به شدت انتقاد کرده است. ( سوره نساء، آیه 150.)

مگر مدارس و مرکز علمی به شاگردانی که بعضی از دروس را می‏خوانند و بعضی دیگر را نمی‏ خوانند، نمره و مدرک می‏دهند؟

کدام دولت و نظام به کارمندی که بعضی از بخشنامه‏ ها را عمل و بعضی را بایگانی می‏کند، حقوق می‏دهد؟

کدام کارفرمایی به کارگری که بعضی از دستورات کارفرما را اجرا و بعضی را رها می‏کند، مزد می‏دهد؟



چرا خداوند چیزهایی آفریده که برای انسان خطرناک است؟

پاسخ : قرآن می‏ فرماید: هر چه را که خدا آفریده، نیکو آفریده است: الذی أحسن کل شی‏ء خلقه ( سوره سجده، آیه 7. ) حتی زهر مار در بدن مار نیکو است، ولی در بدن ما کشنده است.

چنانکه آب دهان در دهان ما نیکوست، ولی اگر به سوی کسی پرتاب شود، جسارت بزرگی محسوب می‏شود.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۴۴
علی کشاورز