خانه دوست

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست**نیک راهی است که آخر برسد خانه دوست

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست**نیک راهی است که آخر برسد خانه دوست

خانه دوست

ألقَلْبُ حَرَمُ الله، فَلا تُسْکِنْ فِی حرمِ الله غیرَالله
قلب، حرم و خانه خداست، در حرم و خانه خدا، غیر خدا راه نده...

پیام های کوتاه
  • ۱۶ شهریور ۹۷ , ۱۲:۰۰
    جمعه
آخرین نظرات
  • ۲۳ شهریور ۹۷، ۲۳:۰۵ - حـ . آرمان (استاد بزرگ)
    عالی بود.
نویسندگان
پیوندهای روزانه

گرایش و میل انسان به بدی بیش از خوبی

يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۱۴ ب.ظ

چرا گرایش انسان به بدی نسبت به خوبی بیشتر است؟

اصولا انسان کاری را که بخواهد انجام دهد باید مراحلی را بگذراند(چه آن کار شر باشد و چه آن کار خیر باشد) و آن مراحل این است:

1-وجود مصلحت >>>2-تصور مصلحت>>>3-تصدیق مصلحت>>>4-شوق به مصلحت>>>5-شدت شوق(انگیزه)>>>6-اراده>>>7-انجام فعل

پس اگر در کاری شدت شوق و انگیزه ایجاد بشود، آن فعل و کار انجام میگیرد.

حال سوال این است که چرا در مرحله پنجم، شدت شوق و انگیزه انسان به بدی وشر بیشتر از خوبی و خیر است؟

در جواب این سوال اول باید دو مقدمه را ذکر کنیم:

1-خداوند کاری را که شر آن بیشتر از خیر آن باشد، انجام نمیدهد

2-انسان اختیار دارد و اینگونه نیست که از سوی خدا مجبور شده باشد(که در پست های گذشته بیان شد)

با توجه به این دو مقدمه و پاسخ به این سوال که چرا گرایش و میل انسان به بدی نسبت به خوبی بیشتر است،این جواب را میدهیم:

درانگیزه ی به انجام رسیدن کاری(فعل خیر و شر) سه حالت وجود دارد:

1- یا انگیزه به فعل خیر و شر مساوی است؛ که در این صورت هیچ فعلی صورت نمیگیرد وانسان در انجام فعل هیچ حرکتی ندارد زیرا انگیزه به خیر و شر یکسان است پس باید انگیزه و میل به بدی و انگیزه و میل به خوبی متفاوت باشد.(که در دو مورد بعد ذکر میکنیم) پس این مورد باطل است.

2- یا انگیزه به فعل شر بیشتر از انگیزه به فعل خیر است؛که در این صورت، با توجه به مقدمه اول _خداوند کاری را که شر آن بیشتر از خیر آن باشد، انجام نمیدهد_ در فعل خدا نقصی به وجود می آید و خداوند هیچ نقصی ندارد؛ زیرا فرض این است که خداوند در وجود انسان، انگیزه به فعل شر را بیشتر از انگیزه به فعل خیر قرار داده است و این فعل از خداوند صادر نمیشود.پس این مورد هم باطل است.

3- یا انگیزه به فعل خیر بیش از انگیزه به فعل شر است؛که در این صورت نیز با توجه به مقدمه دوم _انسان اختیار دارد_ اختیار برای انسان دیگر معنا ندارد، در صورتی که میبینیم انسان مختار است؛ زیرا وقتی انگیزه به خیر بیشتر باشد انسان میتواند کارهای خیر را به راحتی انجام دهد. که این مورد سوم هم باطل است.

پس با توجه به این که هر سه مورد باطل است، حال یک سوال به وجود می آید و آن اینکه؛

انگیزه به فعل خیر و شر چگونه باید باشد؟

در جواب میگوییم که:

تمایل و انگیزه به خوبی در انسان، بیشتر است ولی خفته و پنهان است اما میل و انگیزه به فعل شر در انسان، کمتر است ولی بیدار و ظاهر است به عبارت دیگر انگیزه به فعل خیر، پنهان و بیشتر است اما انگیزه به فعل شر، ظاهر و کمتر است.

پس در به فعلیت رسیدن کار خیر  باید آن انگیزه پنهان را آشکار کرد.

و یک سوال دیگر رخ میدهد؛

چگونه باید انگیزه پنهان را آشکار کرد؟

جواب: فقط با تلاش و انجام سختی میتوان آن خیر نهفته و پنهان را آشکار کرد.

آری! برای خواندن نماز صبح یا نماز شب که مصداقی از خوبی و خیر هستند و هر خیری که آن را تصور میکنیم باید تلاش کرد و سختی آن را با جان خرید و در آغوش سختی برویم.

آری! خداوند میگوید ای انسان! ای بندگانم! و ای زیباتر از خورشید زیبایم! ، اگر میخواهی مرا درک کنی و به آغوش من بیایی، باید سختی ها و تکالیفی که برای تو قرار داده ام را انجام بدهی، بدون اینکه نق بزنی.

خداوند در سوره انشقاق آیه «۶» میفرماید: (یا أیُّهَاالْإنْسان إنَّکَ کادِحٌ إلی ربِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیْه: ای انسان تو با رنج و تلاش به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات میکنی)

ترجمه ی عرفی این آیه اینگونه میشود:

آی ای مردم اگه میخواین به منِ خدا برسید، فقط فقط باید تلاش کنید ، هیچ راهی غیر از این وجود نداره.

آیات دیگری نیز اشاره به این مطلب دارد؛از جمله:

سوره نجم آیه«۳۲»(أنْ لیس لِلْإنْسانَ إلّا ما سَعی: هیچ بهره ای برای انسان نیست جز اینکه سعی و کوشش کند)

سوره بلد آیه «۴»(لَقَدْ خَلَقْنَاالْإِنسانَ فِی کَبدٍ: ما انسان را در رنج آفریدیم«وزندگی او پر از رنج هاست»)

و آیات دیگر قرآن که اشاره به این مطلب دارد.

آری هرکس میخواهد رشد کند و به خالق هستی برسد باید تلاش کند و سختی بکشد، ولی لازم نیست که مثل مرتاض ها سختی بکشیم و روی میخ بخوابیم و از این جور کارها بلکه خداوند، حد و اندازه ای برای سختی قرار داده، که همان انجام واجبات و ترک محرمات است (جهت رشد بیشتر انجام مستحبات و ترک مکروهات)

شاید کسی بگوید که من نمیخواهم رشد کنم تا که در عوض این همه سختی را متحمل شوم؟

در جواب چنین شخصی میگوییم:

سختی دو گونه است: یا جسم انسان دچار سختی میشود یا روح انسان به علاوه اینکه سختی روح بیشتر از سختی جسم است

در افرادی که این سختی ها را به جان میخرند ودر اصطلاح مومن هستند، روح آنها دچار سختی نمیشود بلکه فقط جسم آنهاست که دچار سختی میشوند زیرا آنها در مسیر فطرت و موافق با آن حرکت میکنند، انسان متدین به ظاهر سختی میکشد اما آرامش روحی دارد، به خلاف افرادی که در غالب دین زندگی نمیکنند زیرا این افراد بر خلاف فطرت حرکت میکنند واین حرکت او موجب سختی روح میشود وشب وروز دچار استرس میشود اگر چه دیگران او را به ظاهر در راحتی می‌بینند ولی او روز به روز از زندگی خسته و ناامید میشود واین انسانی که از دین جدا شده خودش را فراموش میکند.

دوستان اگه مطلب خوبی بود نظر بدید...


کلمات کلیدی ؛ گرایش ؛ میل ؛ امیال انسان ؛ میل انسان ؛ گرایش انسان ؛ سختی ؛ رنج ؛ تلاش ؛ خدا ؛ گرایش به بدی ؛ میل به خوبی ؛ خیر ؛ شر ؛ علی کشاورز ؛ خانه دوست

  • علی کشاورز

گرایش به بدی بیش از خوبی

نظرات  (۱)

واقعا عالی بود
پاسخ:
خیلی ممنون نظر لطفتونه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">